آفتاب پرست
۱۳۹۱ دی ۲۴, یکشنبه

گشتم نبود

›
شک ندارم، دیوانه ای که دیروز با سنگ از این شهر رانده شد، نیمه گم شده من بود...
۳ نظر:
۱۳۹۱ دی ۱۵, جمعه

لیمو تلخ

›
بعضی آدم ها مثل لیمو شیرین هستند، زیاد که می مانند تلخ می شوند....
۱ نظر:
۱۳۹۱ آبان ۳۰, سه‌شنبه

آنجا که غم نبود...

›
آنجا که وطنم نبود،  به زمینِ زیرِ پاهایم نگاه کردم... زمین، همان زمین بود...  اما چرا...؟ سر که بالا می گرفتم، دنیایی دیگر پیش...
۱ نظر:
۱۳۹۱ خرداد ۳, چهارشنبه

چرا دیوانه کند کاری ...

›
کی میگه دیوونگی بده؟ اگه بده پس چرا آدمهای عاقل دیوونه میشن و دیوونه ها دیگه هیچ وقت عاقل نمیشن؟
۱ نظر:
۱۳۹۱ خرداد ۲, سه‌شنبه

دیوونه همیشه دیوونه می مونه...

›
توی این شهر یه دیوونه بود... یه دیوونه که درد داشت اما به خودش خنجر می زد، که دیرش شده بود اما هنوز برای نوازش قلبهای خسته وقت داشت، یکی ...
۱۳۹۰ بهمن ۱۴, جمعه

ترمیم یا تخریب؟

›
آن وقت هایی که نمی نویسی، همان وقتهاییست که در حال تغییر هستی.
۶ نظر:
۱۳۹۰ بهمن ۱۲, چهارشنبه

آره؟

›
زنها طبقه و فرقه معینی ندارند و زیبایی و ظرافت و فریبندگی صورت و اندام آنها برتر از خانواده و محیط تولدشان است. تنها ظرافت طبیعی، وقار و ...
۲ نظر:
›
صفحهٔ اصلی
مشاهده نسخه وب

درباره من

عکس من
مرثا
صاف و صیقلی و صادق که باشی، آفتاب از تو می تابد، نه بر تو...
مشاهده نمایه کامل من
با پشتیبانی Blogger.