می دونی یکی از بدترین و سخت ترین شرایط برای یه زن کِیه؟ وقتی که یه راز داشته باشه که نتونه اون رو به کسی بگه...
پ.ن. راستی 5 روز پیش تولد وبلاگم بود. فکر کنم خیلی از دستم ناراحت شد که یادم رفت بهش تبریک بگم.
پ.ن. راستی 5 روز پیش تولد وبلاگم بود. فکر کنم خیلی از دستم ناراحت شد که یادم رفت بهش تبریک بگم.
کاملا درک می کنم.به قول کریستین بوبن راز مثل طلا می مونه.ارزش طلا به درخشندگیشه پس نباید تو مخفی گاه بمونه.راز هم همین طوره.اگه رازی فقط واسه خودمون باشه ارزشی نداره.برای این که راز،راز بمونه باید اونو به کسی گفت.....تولدوبلاگتم مبارک باشه کلی.ایشالا 120 ساله شه;)
پاسخ دادنحذفاین نظر توسط نویسنده حذف شده است.
پاسخ دادنحذفهوم. سخته ولی شدنی. آخه اگه رازُ بگی دیگه راز نیست. سر از خبرگذاری ها هم درمیاره. یعنی من که تا حالا ندیدنم کسی تا این حد خوددار باشه که بتونم بش بگم :)
پاسخ دادنحذفراستی تولد آفتاب پرست مبارک. امیدوارم اینجا تا همیشه افتابی باشه :)
هی رفیق گوشتو بیار جلو یه چیزی بت بگم:
پاسخ دادنحذفمن عاشق دونستن رازهای بزرگم ! جدی میگم !
هی رفیق
پاسخ دادنحذفمن عاشق رازهای بزرگم
حال میده افشا کردنشون
بازم خوش به حال دخترها که یه ژن درد و دل دارن ؛ ما/من که کلا نمیدونیم در و دل چیه! بس که ما ساده ایم و مظلوم :دی
پاسخ دادنحذف/
تولدش مبارک
منم تبريك ميگم ...
پاسخ دادنحذفتبريك ...
پاسخ دادنحذفچرا اینقدر کم رنگ و محو شدی مر مر جان؟؟؟
پاسخ دادنحذفتولد وبلاگ شما مبارک
پاسخ دادنحذفدمب شما سه چهارک!! D:
( اگه رازی داری به من بگو!! من دهنم قرصه قرصه!! رازدارم!! D: )