چند هفته ایه که حساسیتم اود کرده، برای همین باید تو خورد و خوراکم بیشتر دقت کنم. یعنی دیگه نباید خوردنی هایی مثل سس، شکلات، فلفل، تخم مرغ، شیر، آجیل، پفک، گوجه فرنگی، توت فرنگی، نارنگی، بادمجووووون، کدو، بستنی، پاستیل، نوشابه، خیار شور،خامه، حلوا ارده (صبحانه مورد علاقم)، ادویه جات، ترشیجات، غذاهای سرخ کردنی، مواد خوراکی اسانس دار(مثل ژله)، آناناس، کیوی، موز، هلو، سوسیس، کالباس، پیتزا و ماکارونی رو بخورم.
منم که با اراده... پریشب که تولدم بود و نمی شد از کیک تولد خودم بگذرم.
بعدشم که قلیون اومد، خوب خیلی وقت بود نکشیده بودم، گناه داشتم.
دیروز ناهار مامان یه غذای گیاهی سالم درست کرده بود که در عین سالم بودنش باز برای من ضرر داشت. چون بادمجوووووون هم داشت. چقدر هم که خوشمزه بود. جای همگی خالی.
در ادامه داشتم یک عصر دل انگیز و پر از آرامش رو سپری می کردم و با خود عهد بر بسته بودم که دیگر جلوی این شکم خود سر را بگیرم که تلفن زنگ خورد و دوست قشنگم شیرین بود و گفت: "آیا برای خوردن شام ما را همراهی می کنی؟" گفتم :"ای دوست قشنگم ما که دیشب بیرون بوده ایم" گفتا که :"من و محمد رضا (دوست پسر دوست قشنگم) حوصلمان سر رفته است، گفتیم برویم بیرون و شامی بخوریم." سست بنیادی و بی ارادگی من همانا و قبول کردن پیشنهاد شام همان. پس به ناپرهیزی های اخیرم پیتزا و نوشابه و سس سفید و قرمز و نان سیر و زیتون پرورده را نیز اضافه کنید. گوشت بشود به تنمان.
امروز صبح به هنگام صرف صبحانه ظرف حلوا ارده را دیدم که رو به اتمام است و ای دریغ از من که تا به اینجای کار پرهیز کرده بودم. پس صبحانه ای لذیذ نوش جان کردیم.
و اما به هنگامه ناهار رسید و ما دیگر متوجه شدیم که کرم از خود درخت است. چرا که غذا دم پختک بود، و از آنجا که خوردن دم پختک بدون ترشی هیچ لطفی ندارد آن نیز به همراه ترشی، که ترشی نیز به همراه گلپر بود نوش جان شد.
تو رو خدا بهم نگین که باید رعایت کنم. اگه فردا خدایی نکرده زبونم لال یه ماشین بزنه بهم و ... شما پیش وجدان خودتون ناراحت نمیشین که نذاشتین من از این دو روز زندگیم لذت ببرم؟
پی نوشت: ببینم کسی میدونه زالزالک برام خوبه یا بد؟