۱۳۸۸ آبان ۳۰, شنبه

بی اختیار


خدایا بی اختیار عاشق می شویم وسپس عاشقی بی اختیار می گردیم... به من بگو، چیست فلسفه انسان و اختیارش؟

۷ نظر:

  1. عاشقی بی اختیار؟ به این نمیگن عشق! میگن خریت!

    پاسخ دادنحذف
  2. الیکس من درباره خودم نگفتم. در باره همه حرف زدم. بعد اگه یه کم توجه می کردی متوجه می شدی که منظور من این بود که وقتی عاشق می شی بی اختیار میشی. پس عاشقی یا بی اختیار معنی نداره!
    آجی بزرگه شما کی اومدی کامنت گذاشتی که من نفهمیدم؟ یعنی میگی خدا آدم رو خر می کنه؟ خوب چه کاریه از اول خر می آفریدمون که تکلیفمون هم روشن باشه با زندگی. یعنی همه شاعرای عاشق خرن؟

    پاسخ دادنحذف
  3. عاشق بودن مربوط به جمله اولته ٫ بی اختیار مربوط به جمله دومته. اینا دو تا حالت متفاوت.

    پاسخ دادنحذف
  4. جمله اول اشاره داره به شروع ماجرا جمله دوم هم ادامه ماجراست. یعنی بعد از عاشق شدن. تو هر دو تاش هم بی اختیاری هست هم عاشقی...

    پاسخ دادنحذف
  5. اختیار کجا بوده بابا؟!خدا سر کارمون گذاشته اصلا!

    پاسخ دادنحذف
  6. مولانا . سلام . عشق جبري است . يعني كسي فكر نمي كنه و عاشق بشه يهو به خودش كه مياد مي بينه عاشق شده و اين خريت نيست و البته خريت هم از نظر نوشتاري درست نيست.
    خلاصه بايد نگاه بهتر و زيباتري به عشق داشت.

    پاسخ دادنحذف